
ضمیمه : ستایش دیوید بوردول از درباره الی

موضوع در نگاه نخست، بسیار ساده و نه چندان مهم است. اما وقتی کمی عمیق تر نگاه کنیم، می توانیم به برداشت های تازه ای دست یابیم. مسعود ده نمکی، یکی از سایت های سینمایی مطرح را به خاطر درج یک کامنت از طرف کاربران، متهم به توهین به مخاطبان عام و آرزو برای انتشار سی دی های قاچاق اخراجی های ۲ نموده(تنها برای جوسازی ؛ طبق عادت همیشگی اش!) و در انتهای یادداشت جوابیه ی خود، با لحن عصبی و کینه واری بیان داشته که امیدوارم فیلم محبوب این سایت و جناب مجید مجیدی، بتواند رکورد فروش فیلم مرا بزند!
نیازی به شرح دقیق شخصیت هوچی گر و غوغاسالار مسعود ده نمکی نیست. کسی که حتی تحمل انتقادات مخاطبان جدی سینما را در یک سایت سینمایی ندارد و همچون فیلمنامه اثر متاخرش، به صورت هذیانی، اتهاماتی را به یک سایت وارد می کند. مسعود ده نمکی برای آنکه از ده نمکی سابق فاصله بگیرد و بتواند خود را مدرن و هنری نشان دهد، تلاشهای بسیاری نموده. ولی او اوضاعش همچون انسانهاییست که درگیر و معلق بین سنت و مدرنیته هستند - که استاد خلق شخصیت هایش در سینمای ایران، داریوش مهرجویی است(مثلا حمید هامون و علی سنتوری) -. او از طرفی می خواهد از گذشته اش فاصله بگیرد، ولی همچنان خوی دیکتاتوری و پرخاشگری درونش بیداد می کند و نظرات یکدست مخالف علاقمندان سینما، آزارش می دهد و توقع دارد که همه به افتخار تصاویر دسته چندمی اش سوت و کف بزنند!
اما نکته ی اصلی و مهم، آنجاییست که مسعود ده نمکی به درستی شائبه های موجود نسبت به تفکرات موجود در سرش و عقایدش، صحه می گذارد. او در انتهای جوابیه اش، با کنایه ی قبیحی(بلاخره یا فیلمساز به اثرش می رود، یا اثر به سازنده اش!) درباره الی را خطاب قرار می دهد و آرزو می کند که درباره الی طبق آرزوی اهالی سینما، در گیشه موفق شود! مسئله ی تازه ای نیست. سال ۸۵ مسعود ده نمکی با شبه تصاویر متحرکش، نیامده خود را با داریوش مهرجویی و سنتوری درانداخت و از زمانی که مرتب زمزمه های اکران سنتوری پیچید، در دلش اضطراب و تشویش بود. سنتوری همانطور که همه یقین داشتند، در صورت اکران به آسانی از مرز ۲ میلیارد گذر می کرد و این برای جناب مسعود ده نمکی که سینما را محلی برای کاسبی و پول درآوردن می داند و فقط فروش است که برایش ارزشمند است، خوشایند نبود. سنتوری به لطف دوستان آقای ده نمکی به اکران درنیامد و پس از آن، ایشان خود را از جنس سینمای مهرجویی و حاتمی کیا معرفی نمود!
مسعود ده نمکی در جشنواره ۲۵، هر چند حمایت منتقدان و داوران را نداشت، اما حمایت قشر جشنواره رو را داشت و با حمایت آنها، در کنار سنتوری، سیمرغ فیلم برگزیده تماشاگران را دریافت نمود. ده نمکی این موضوع را با افتخار مطرح می کرد. اما در جشنواره ۲۷ دوچندان مشخص شد که مخاطبان جشنواره از سطح و دانش خوبی برخوردارند و در جشنواره ۲۵، تنها خط قرمز شکنی و موضوع تازه ی اخراجیها بوده که آنها را غافلگیر کرده. در جشنواره ۲۷، اخراجی ها نه تنها دو چندان مورد بی توجهی جشنواره قرار گرفت، بلکه پس از میزاک، به عنوان بدترین فیلم جشنواره از طرف منتقدان شناخته شد و اینبار مخاطبان جشنواره هم آرای غافلگیر کننده و کمی را به این فیلم دادند تا اثبات شود موفقیت نصفه نیمه ی اخراجی های ۱، تنها به خاطر داستان جدید و خط قرمز شکنیهایش بوده و دیگر تکرار آن فضا، نمی تواند مخاطبان آگاه را فریب دهد و فیلم بد، تحت هر شرایطی بد است. اینها در کنار هم ده نمکی را آزرد. و حالا ظهور درباره الی در سینمای ایران، مسعود ده نمکی را بیش از پیش پریشان کرده. فیلمی که با تمام حواشیش، ستایش شده ی منتقدان داخلی و خارجیست و سیمرغ فیلم برگزیده ی تماشاگران را هم در دست دارد.
چرا ده نمکی می ترسد؟
همانطور که در بالا نیز اشاره نمودیم، برای اشخاصی چون ده نمکی که سینما را همچون بازاری برای کاسبی می دانند و راه سود بیشتر در آن را هم در هوچی گری و زیر آب زنی و... می پندارند، فروش یک فیلم همه چیز است و مایه ی افتخار و مباهات! او دوست دارد که دو اخراجی هایش لااقل تا انتهای دهه ۸۰، عنوان پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران را یدک بکشند. از همین روُ سنتوری یک تهدید بزرگ برای او به شمار می رفت و حالا درباره الی!
آیا ترس ده نمکی بجاست؟
چندین سال است که آثار دارنده ی سیمرغ برگزیده تماشاگران، جزو پرفروش ترین آثار سینمای ایران شناخته می شوند. در سال ۸۳، مارمولک فیلم کمال تبریزی، با بلیطهای ۶۰۰ تومانی، در عرض ۲۸ روز، ۹۰۰ میلیون تومان فروش کرد و اگر اکران آن ادامه می یافت، با همان بلیطهای ۶۰۰ تومانی، با گذر از مرز ۲ میلیارد تومان، کاری را که اخراجی های ۲ امسال با بلیطهای ۲ تا ۳۵۰۰ تومانی می خواهد انجام دهد، در سال ۸۳ انجام می داد. در سال ۸۴، فیلم چهارشنبه سوری، درام تلخ اصغر فرهادی، در حالی که پس از جشنواره به روی پرده رفت و ۸۰ درصد از زمان اکرانش در فاصله ی جشنواره تا نوروز قرار داشت، با بلیطهای زیر هزار تومان، به ۴۵۰ میلیون تومان فروش دست یافت. در سال ۸۶، اخراجی ها در حالی که پس از ۲۹ روز اکران، سی دی های قاچاقش منتشر شد، به فروش یک میلیارد و سیصد میلیون تومان دست یافت و در صورت عدم انتشار سی دی های قاچاق، از مرز ۲ میلیارد تومان نیز گذر می کرد. سنتوری که به طور مشترک با اخراجی ها سیمرغ مردمی جشنواره را دریافت نموده بود، در صورت اکران، به گواه همه به راحتی از فروش ۲ میلیارد تومان عبور می کرد. در سال ۸۷، فیلم همیشه پای یک زن در میان است در حالی که نیمی از اکرانش با سهل انگاری در ماه رمضان قرار گرفت، عنوان پرفروش ترین فیلم سال کشور را به دست آورد و در تهران، به ۵۰ میلیونی فروش میلیاردی دست یافت.
و حالا در جشنواره ۲۷، دو فیلم درباره الی و بی پولی سیمرغ فیلم برتر تماشاگران را دریافت نمودند. بی پولی همچون اکثر فیلم های دارنده این سیمرغ، یک کمدی است و در آرا نیز آرای برتری از همیشه پای... دریافت نموده است. بی پولی یک کمدی ناب، سرپا، زنده، مفرح و قدرتمند است و از همکنون بی هیچ شک و تردیدی، فروش میلیاردی آن تضمین شده است. و اما درباره الی...! درباره الی در سال ۸۸ باید همچون یک گلادیاتور ماموریتی را به انجام برساند که سنتوری می خواست در سال ۸۶ انجام دهد و جلوی آن را گرفتند. سنتوری می توانست در صورت اکران، در تاریخ ایران از بعدی ماندگار شود ؛ به عنوان نخستین فیلم دور از فضای کمدی که به فروش میلیاردی دست یافته و عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را نیز بدست آورده.... فیلمی که از ارزش های هنری نیز برخوردار است. سنتور سنتوری که خواب را از چشمان ده نمکی ربوده بود، شکسته شد و حالا اصغر فرهادی با الی رازآلودش وارد ماجرا شده. وقتی اکران ۸۸ را مرور می کنیم و می بینیم به جز اخراجی های ۲ که میلیاردی شده است، دو فیلم بی پولی حمید نعمت الله و پاداش کمال تبریزی که از قضا هر دو کمدی هستند، می توانند به فروش میلیاردی دست یابند، بیش از پیش درباره الی و ماموریتش که اتمام راه سنتوری است، مهم جلوه می کند. درباره الی فیلم ستایش شده جشنواره و ستایش شده منتقدان به عنوان بهترین اثر ۶، ۷ سال اخیر سینمای ایران و ستایش شده جشنواره معتبر برلین و محبوب مردم، شانس مجدد سینمای ایران برای ورود اولین فیلم اجتماعی و دور از کمدی به باشگاه میلیاردی هاست.
سیمرغ فیلم برگزیده تماشاگران، فروش نزدیک به یک میلیارد درباره الی را تضمین می کند. اما ستایش های همگانی مردم و منتقدان و پخش دهان به دهان تعاریف و شهرت عجیب این روزهای آن، و همچنین حواشی گلشیفته فراهانی، فروش درباره الی را در محدوده ی حداقل یک میلیارد و نیم و حتی فراتر از آن نوید می دهد. به این ترتیب همانطور که خیلی ها اذعان داشته اند، درباره الی پس از آنکه امیدبخش سینمای این سالهای ایران از حیث هنری گشت(و یک اتفاق در عرصه بین الملل)، از حیث گیشه نیز می تواند امیدبخش آن شود. در حالی که مهملاتی چون اخراجی ها به اینچنین فروشهایی دست می یابند، ورود درباره الی به عنوان یک ملودرام تلخ به باشگاه میلیاردی ها و کسب عنوان یکی از ۲ فیلم پرفروش سینمای ایران، راهی را که سنتوری قصد رفتن داشت را به پایان خواهد رساند و شور و شوق را در بین دوستداران سینما، اهالی سینما، منتقدان و سازندگان فیلم ایجاد خواهد کرد و می تواند موجی را در مقابل موج مخرب اخراجی ها ایجاد کند. در حالی که ده نمکی با سینمای اخراجی ها، راه و رسم کاسبی در سینما را نشان می دهد و سینمای ایران را در معرض الگو سازی برای ساخت آثار پرفروش اینچنینی و در نتیجه سطحی و بی عمق شدن و پایینتر آمدن سطح سلیقه مخاطبان قرار می دهد، درباره الی که این روزها اعتبار جهانی سینمای ایران است، می تواند موج جدیدی را آغاز کند و نشان دهد که با ساخت آثار محکم اجتماعی و درام، بدون طنز و لودگی، بدون استفاده از چهل پنجاه بازیگر و بدون ابتذال هم می توان مخاطبان انبوه را جذب کرد و آثار قبیح و مبتذل و بی محتوا را پس زد و ذائقه مخاطبان را بهبود بخشید. درباره الی نه تنها جریان ساز ساخت آثار محکم که حقایق ایران کنونی را نشان می دهند و مخاطب را در هر جای دنیا با خود همراه می سازند خواهد شد، بلکه به لحاظ کشف فرمول جدید برای جذب مخاطبان نیز می تواند جریان عظیمی را ایجاد کند.
به همین دلایل است که درباره الی را یک گلادیاتور می دانم که ماموریت بزرگی بر دوشش است. مسعود ده نمکی نیز از همین چیزهاست که اینروزها دچار هراس شده. او که گمان می کند با ساخت یک کمدی(!) نازل، مبتذل و پرفروش، سینمای ایران را تکان داده، در هراس است که آثار جدی و قرص و محکم، در گیشه نیز از اخراجی ها فراتر روند و آن موقع، کاسبی چون او، دیگر چیزی نداشته باشد که بابتش بنازد! سنتوری را همپیمانان او در این مسیر ناکام کردند و حالا درباره الی، کابوس جدید این فرد است. مجید مجیدی همچون تمام اهالی و پیگیران سینما، درباره الی را دوست دارد، به پتانسیل های عجیبش در جذب مخاطب پی برده و آرزو و پیشبینی کرده که از اخراجی ها نیز پرفروش تر خواهد شد. در همین زمان است که مسعود ده نمکی، کاسب دیکتاتور، از حرص آشفته می شود و دندان های نیشش را پس از سنتوری، اینبار به درباره الی نشان می دهد و با بهانه ای واهی، یک جمعیت بزرگ را مورد توهین خود قرار می دهد!
در زمانی که امید به اکران سنتوری وجود داشت، وقتی حرف از لابی ده نمکی و تفکرات پلیدش زده می شد، کسی باورش نمی شد. اما حالا که فیلم دیگری پس از سنتوری پیدا شده که توانایی خلق یک حماسه در گیشه سینمای ایران را دارد، مجددا حملات ده نمکی آغاز شده و او بدون اینکه تحت نام حمایت از درباره الی به او و فیلمش توهین شود، به این فیلم و دوستداران انبوهش توهین نموده! تجربه نشان داده که مسعود ده نمکی که نگاهی بازاری به سینما دارد، تنها زمانی که یک فیلم به عنوان امید شکستن رکورد فروش فیلم ایشان نامیده شود، توهین و حمله به آن فیلم را آغاز می کند(یادتان نرود که زمانیکه همیشه پای... طی ۲۵ روز ۷۰۰ میلیون فروخت و امید شکستن رکورد اخراجی ها بود، ده نمکی در وبلاگش به کمال تبریزی و فیلم او فحاشی کرد). و حالا در حالی که اکران نوروزی درباره الی قطعی بود و همه آن را رقیب بزرگ اخراجی ها در گیشه می دانستند، به طرز عجیبی اکران درباره الی به تعویق افتاد و بسیاری، لابی ده نمکی را که دندان های نیشش را در یادداشتهای اخیرش نشان داده، عامل این موضوع می دانند. اتفاقی که از طرف مسئولان هم خوب ارزیابی شده(تا ابتدا گلشیفته نیز بازگردد!)!
به همین دلایل است که درباره الی یک اتفاق تمام و کمال در سینمای ایران است. درباره الی با اکران مساعد، ضیافت بزرگی را برای تمام دوستداران و اهالی سینما برپا خواهد کرد و دو موج(یک موج هنری و یک موج تجاری) را همسو با یکدیگر ایجاد خواهد کرد، مناسبات سینمای ایران را تغییر خواهد داد و حقایق تازه ای را به اثبات خواهد رساند. درباره الی می تواند آرزویی که با سنتوری داشتیم را جامه ی عمل بپوشاند و خار در چشم کسانی باشد که اینگونه می نویسند :
"اما من به جای کینه ورزی دعا می کنم فیلم محبوب شما و آقای مجیدی که مودبانه به جای فحش دادن آرزو کرده بیشتر از اخراجی ها بفروشد در گیشه موفق بشود و پیش بینی این کارشناس محترم درست از آب دربیاید!"
آیا عدم اکران نوروزی، به ضرر درباره الی بود؟
اکران نوروز بهترین اکران سال است. پانزده روز تعطیلات، به منزله ی ۱۵ جمعه است که گیشه ی سینماها ۳ برابر اواسط هفته است. از این منظر شاید از دست رفتن اکران نوروز، به ضرر درباره الی بوده باشد. اما تعویق اکران درباره الی، از ابعاد وسیع تر و عمیق تر، بد هم نبوده ؛ الی حالا می تواند با دوری از اخراجی ها(که اکران همزمانش، از فروشش می کاست ؛ همچون اخراجی ها!)، استفاده از تبلیغات مناسب طی این ۲ ماه و رفع شدن مشکلات گلشیفته فراهانی و آسودگی در طراحی و پخش پوسترها و تیزرها، با قدرت بیشتری در گیشه ظاهر شود و با عدم تداخل و اکران همزمان با فیلم های تهمینه میلانی و بهرام بیضایی و حتی عبدالرضا کاهانی، فرصت و شرایط برای بحث و صحبت پیرامون آن در زمان اکران، بیشتر باشد.
آیا فروش بالای اخراجی ها، یک اتفاق مهم است؟
فروش بسیار بالای اخراجی های ۲، به هیچ وجه اتفاق مهم و دور از ذهنی نبوده و نیست. تصور بکنید شرایط زیر را در تولید و نمایش یک فیلم. از کم اهمیت ترها شروع می کنیم :
در زمان نمایش :
۱- زمانی که تنها ۴، ۵ فیلم در سال می توانند در بهترین زمان(نوروز) اکران شوند و شما همیشه فیلمهایتان جزو این ۴ تا باشند!
۲- زمانی که سایر فیلمها ۲۰ سالن داشته باشند و فیلم شما ۴۰ سالن!
۳- زمانی که سایر فیلمها به معدود تیزرهایشان دل خوش کنند و شما در پربیننده ترین شبکه ی تلویزیون، در پربیننده ترین زمان سال(لحظات قبل و بعد از سال تحویل)، ۴، ۵ ساعت از تبلیغات کامل برخوردار باشید!
۴- در زمان اکران، رقیبی نداشته باشید و در آخرین لحظه برای رقیبتان جفت پا بگیرید!
در زمان تولید :
۱- وقتی که شما تمام جوک های بازار را در فیلمتان پیاده کنید و با علم به فروش آثار درجه ۳ اینچنینی(مثلا زنها فرشته اند و دلداده)، میزان شوخی ها را ۳ برابر کنید!
۲- زمانی که به واسطه پیشینه اتان، یکی از معدود کسانی باشید که می توانید هر خط قرمزی را رد کنید و هر شوخی مبتذل و سخیفی را در این سالها که فیلمهای حاوی چنین شوخی هایی می فروشند، در فیلمتان قرار دهید(مثل چارچنگولی)!
۳- زمانی که شما آنقدر بودجه داشته باشید که ۴۰، ۵۰ بازیگر(اکثرا سرشناس و بعضا محبوب) را دور هم جمع کنید تا هر مخاطب، لااقل برای دیدن یک بازیگر محبوبش هم که شده، بیاید و فیلم، خواه ناخواه پرفروش شود!
خب زمانی که فیلمی مثل دلداده بابت شوخی های لوس تلویزیونی اش ۵۰۰ میلیون می فروشد، چارچنگولی بابت شوخی های خط قرمز دار و مبتذلش یک میلیارد میفروشد، انبوه آثار نازل بابت تعدد ستاره هایشان می فروشند، پس بدیهیست که فیلمی چون اخراجی ها که معجونی از تمامی این فاکتورها و فیلمهاست و تازه اکران نوروزی و آن حجم عظیم تبلیغات صدا و سیما و ۴۰ سالن نمایش را در اختیار دارد و پیش زمینه ی اخراجی های قبلی هم وجود دارد، به این فروش دست یابد! آیا این اتفاق دور از انتظار و بزرگیست؟ آیا هر فیلمسازی، با داشتن این شرایط، فیلمش نمی تواند به این میزان فروش کند؟!
اینها را گفتیم تا هم علت جنجال هوچی گری چون ده نمکی را طی این ۲ هفته نشان دهیم و هم او و برخی از افراد را از توهم خلق یک حماسه در سینمای ایران درآوریم! سینمای ایران هنوز آنقدر نحیف نشده که حتی در بدترین دورانش از حیث مدیریت و نوع نگاه مخاطبان، فردی چون ده نمکی با "اخراجی ها" در آن حماسه آفرین شود! مسعود ده نمکی با اقدامات و مطالب اخیر خود، ماهیت خود را دوچندان نشان داد و ما تنها می توانیم خویشتندارانه در انتظار بهبودی کامل سینمایمان و رفع بلایا(!) باشیم و چشم به راه فیلم محبوبمان که ماموریتی بس مشکل دارد و باید دو جریان را در امتداد هم، بسازد و رهبری کند... روز تحقق آرزوها و پیشبینی ها دور نیست... به امید آن روز که نزدیک است...