ضمیمه : مجید مجیدی : درباره الی بیاید، از اخراجی ها هم پرفروش تر می شود
ماهنامه صنعت سینما، در شماره ی ویژه ی نوروز خود که مدتها قبل منتشر شد، پرونده ای برای فیلم درباره الی تشکیل داده که شامل مصاحبه با اصغر فرهادی(نویسنده و کارگردان)، حسین جعفریان(فیلمبردار)، حسن زاهدی(صدابردار)، هایده صفی یاری(تدوینگر) و بخشی از گروه بازیگران(شهاب حسینی - مریلا زارعی - رعنا آزادی ور - احمد مهرانفر - پیمان معادی و صابر ابر) می باشد. ضمن دعوت شما برای خواندن این شماره از صنعت سینما، تنها بخش های اندکی از مصاحبه های این پرونده را که به بازیگری، گلشیفته فراهانی و کاراکتر سپیده مربوط می شود، در ذیل می آوریم.

احمد مهرانفر در پاسخ به این سوال که بازی کدام یک از همکارانتان را بیشتر پسندیدید، می گوید :
"همه خوب بودند و وقتی بازی دیگران را می دیدم، فکر می کردم چقدر همه خوب و روان بازی می کنند. لحظات بازی پیمان معادی را خیلی دوست داشتم. فکر می کنم همه در جای خود بسیار خوب بازی کردند. بازی خانوم زارعی یا آقای حقیقی و... هم خیلی خوب بود. بازی گلشیفته فراهانی واقعا مرا تحت تاثیر قرار می داد و به همه آنان غبطه می خوردم که نمی توانم مثل آنان باشم."
شهاب حسینی درباره همکاران خود در این فیلم می گوید :
"با توان اصغر فرهادی، تجربه آقای جعفریان و تلاش آقای زاهدی، اگر این کار خوب نمی شد عجیب بود. در مورد بازیگران هم ترانه علیدوستی از باهوش ترین بازیگران نسل خودش است؛ در فهم فیلمنامه و چیزی که باید ارائه بدهد. گلشیفته فراهانی مثال زدنی است و وقتی روبه رویت قرار می گیرد، نمی توانی نسبت به حس و بازی اش باور نداشته باشی. مانی حقیقی نویسنده و کارگردان و پیمان معادی فیلمنامه نویسند، اما خوب بازی کردند. صابر ابر مثل خودم از اجرا آغاز کرد و با توان، پیگیری و جدیتی که خاص خودش است، خیلی زود به اینجا رسید. مریلا زارعی و رعنا آزادی ور هم بازیگران پرتوانی اند و احمد مهران فر هم در حوزه تئاتر بارها تشویق شده."
صابر ابر نیز در دو شماره از یادداشتی چند شماره ای که در باب خاطراتش از درباره الی نوشته، به گونه ای جالب می نویسد :
"گلشیفته که قبلا هم قرار بود با هم کار کنیم و حالا شد(ساده و دوست داشتنی و عاشق هندونه)."
"هندونه خوردن های من و گلشیفته(با پنیر، بی پنیر)."
در مصاحبه ی شهاب حسینی، مصاحبه گر در پرسشی که اشاره(بدون اشاره ی مستقیم) به بازی گلشیفته فراهانی در سکانس اعتراف دارد(که می دانستم الی نامزد دارد و من مقصرم)، از وی می پرسد ؛
اگر موافق باشید به این بپردازیم که چرا توان دوری از نمایش را کم نظیر و استثنایی نمی دانید. در همین درباره الی هم بعضی بازیگران مثل گلشیفته فراهانی باید بازی کنند. پس وقتی در دل یک فیلم این تفاوت ها هست، طبعا برای فیلم هایی با فضاسازی ها و موقعیت پردازی های متفاوت هم مصداق دارد.
* "به نکته خوبی اشاره کردید. این تقسیم وظایف مثل تیم فوتبال است. خانوم فراهانی رگ تاثیرگذاری و همراه کردن باور تماشاگر با خود را می داند. اگر درباره این فیلم این همه بحث و صحبت درمی گیرد، به این خاطر است که تماشاگر فیلم را باور می کند. یادمان باشد که اتفاق وحشتناکی در این فیلم می افتد. یک نفر غرق می شود و خوشی اینها به ناخوشی مطلق تبدیل می شود. خب اینجا واکنش ها خیلی مهم است. این همان چیزی است که بهش می گویم درایت اصغر فرهادی. درایت یعنی همین که گفتید؛ چرا در فیلمی که بناست بازیگری اتفاق نیفتد، اتفاقا لحظاتی این اتفاق می افتد، آنهم به بهترین شکلش؟ خانم فراهانی در لحظاتی که بازی می کرد، یک گم کرده داشت و حالش به اندازه حال سپیده بد می شد. چون شما به عنوان کارگردان می بینید که در انتقال خواستتان مشکلی ایجاد نمی کند، آن را می پذیرید. اصلا این طور نیست که چون تصور نابازیگری در کار وجود دارد، بخواهید فقط به دور از حالات نمایشی کار کنید. در واقع از تلفیق تکنیکی که در ناخودآگاه ماست با حس خودآگاه، می تواند اتفاق خوبی در بازیگری بیفتد."
اصغر فرهادی در پاسخ به سوالی در باب بازی گلشیفته فراهانی و کاراکتر سپیده، در حالی که همچنان از آوردن نام وی اکراه دارد، به پیچیدگی های کاراکتر سپیده و سختیهای بازی گلشیفته فراهانی اشاره می کند ؛
"شخصیت سپیده فراز و فرودهای زیادی داشت و در موقعیت های پیچیده و خطیری گرفتار می شد. اساسا شخصیتی که در دل خود رازی دارد که گفتن و برملا کردنش سخت است، بازی پیچیده ای می خواهد. در تمرین ها بیشترین تمرکز روی شناخت ابعاد مختلف شخصیت و چرایی رفتارهایش بود، همچنین انرژی زیادی روی صدا و لحن او گذاشته شد."
در بخشی از مصاحبه، مصاحبه گر با بیان اینکه در مناسبات عادی تولید در سینمای ایران، احتمالا نقش الی را به دلیل پیچیدگی بیشترش به گلشیفته فراهانی و نقش سپیده را به ترانه علیدوستی می سپردند، در حالی که شما عکس اینکار را کردید، علت این امر را از اصغر فرهادی جویا می شود و اصغر فرهادی نیز به طور غیر مستقیم، معصومیت و مظلومیت چهره گلشیفته و سابقه ی ارائه نقش های مظلوم(که برای ایفاگر کاراکتر الی سم است) توسط او را علت این امر می داند ؛
"چهره و بازی هر بازیگری که این نقش را باید بازی می کرد، از نظر من باید دو ویژگی می داشت ؛ اول آنکه پشت چهره و چشم هایش خالی و کم عمق نباشد. بعضی صورت ها عمیق نیستند. بعضی چهره ها عمق دارند، مثلا چهره آقای قریبیان و چشم هایش دارای عمق و رازگونی هستند. این ویژگی برای شخصیت الی که ناشناخته هایش توسط تماشاگر بیشتر از شناخت هایش است، بسیار مهم بود و ویژگی دوم آنکه بازیگر این نقش می بایست چهره و بازی اش ایجاد داوری و قضاوت زودهنگام نکند. مثلا اگر بازیگری که خیلی چهره معصوم، مظلوم و قربانی گونه دارد این نقش را بازی می کرد، باعث قضاوتی زودهنگام می شد که برای ادامه قصه مضر بود."
در انتها نیز شهرام جعفری نژاد نقد بسیار مفصلی بر درباره الی نوشته که به دور از بسیاری از نقدهای ژورنالیستی اخیر است. در حالی که برخی دوستداران فیلم، صرفا با احساسات مفرط در تلاش برای نشان دادن عظمت درباره الی هستند و برخی از منتقدان جوان و پیرمنتقدان، با مکتوب نمودن کتاب های فلسفی ای که تاحالا خوانده اند و ارجاعات گاه و بیگاه و بی ربط و مسلسل وار و پرت کردن ذهن مخاطب(که خودشان را سرتا پا ذوق می کند)، در پی راهی برای انکار عظمت درباره الی هستند، خواندن نقد شهرام جعفری نژاد که به دور از این دو فضاست و با جزئیات خوبی به وصف ساختار هرمی مجذوب کننده ی فیلمنامه درباره الی می پردازد، خالی از لطف نیست.
پی نوشت خارج از محدوده : این مطلب را فقط به عنوان یک ایرانی که از ناراحتی میلیونها ایرانی در نوروز، دلگیر شده است به حساب آورید : آخرین باری که تیم ملی فوتبال کشورمان در ورزشگاه آزادی به یکی از غول های آسیا باخت، چه زمانی بود؟ آخرین باری که در ورزشگاه آزادی در مقابل عربستان شکست خوردیم(که پیش از این نباخته بودیم) چه زمانی بود؟ آخرین باری که در گروهمان در رتبه ی چهارم قرار گرفتیم، چه زمانی بود؟ ممنون آقای دایی که تاریخ را عوض نمودید و ناممکن ها را ممکن. ممنون بابت عیدیتان به مردم. تیمتان نه تنها بازی را با خفت واگذار نمود، بلکه بازیکنانتان یک دست کتک اساسی نیز از اعراب نوش جان کردند. مرسی که رقص اعراب را در انتهای مسابقه برای مردمتان به ارمغان آوردید. مرسی که در ورزشگاه هولناک آزادی، پیش چشمان ۱۰۰ هزار نفر که علی رغم آنکه ۹۹ هزار نفرشان از شما بیزار بودند و تنها به عشق موفقیت ایران با یک گل تیمتان، تشویقتان کردند، در نوروز ایرانیان، رقص اعراب را پیشکش نمودید(که خودمان خوب می دانیم ایرانیان حاضرند با ۱۰۰ گل به تمام کشورها ببازند، اما به کشورهای عربی، علی الخصوص عربستان، نه. آنهم در تهران، آنهم در نوروز ایرانیان!). در یکی از خبرگزاری ها مشاهده نمودم که برکنار شدید. بلاخره زمانی رسید که بخت و نگاه ویژه ی خداوند از شما برداشته شود، تا ببینیم که با توانایی خود چه می کنید! اینک پایان کار است. و چه سخت است که یک قهرمان ملی در برهه ای بیش از یک دهه، روزی به این درجه از منفوریت در نزد مردم برسد. آقای دایی! به جای فحش و حمله به همه و تهمت های گوناگون، با خودتان بررسی کنید که دایی چه مسیری را طی نمود که اینگونه از اوج به حضیض رسید!